چهارشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۱
اين هم از آقاي چووال ...
خانومها و آقايون
بالاخره نمايشگاه کانسپچووال آرت 2 رو هم ديديم. جاتون خالي انگار که رفته بوديم لونا پارک . همه موزه هنر هاي معاصر يه تونل وحشت بزرگ شده بود که سر تا پا سياه بود و هر سوراخي که شده بود يه تلويزيون گذاشته بودن که داشت يک سري تصاوير بي کيفيت همراه با صداهاي رعب آور پخش مي کرد. از ايده هاي ابتکاري ديگه چي بگم . يک آقاي بلا نسبت شما دبنگ مشنگ چشم چپي ( که از قضا و با عرض شرمندگي دورادور ميشناختمش)هم رفته بود روي يک صندوق ميوه واساده بود و زل زل تو چش ملي نيگا نيگا مي کرد و جم هم نمي خورد اسم اثرش رو ( يا در واقع خودش رو ) هم گذاشته بود سکوت فعال . البته اين يکي رو راس مي گفت چون که به اندازه غرفه هايي که توي نمايشگاه بين المللي اشانتيون مي دادن دور و برش آدم ايستاده بود . بعضي ها هم کل انداخته بودن و اونا هم زل زده بودن به يارو که ببينن عاقبت کي کيو از رو مي بره .
بيت :
- ني ني گاهم به شماس
- چي چي گاتون ؟
- ني ني گاهم
- ز زرشک
از اين هنرمند جوان که بگذريم باقي کارها واقعا همون لونا پارک بود يا در بهترين حالت نمايگاه سرگرميهاي فيزيک ( که بچه بوديم توي آزمايشگاه زپرتي مدرسه برامن شامبورتي بازي در مياوردن ). البته يکي دو تا کار هم بود که بد نبود اما واقعا قضيه اين به حساب ويدئو آرت رو ما که کلي هم ادعامون (...) آسمونو پاره مي کنه هم نفهميديم . شده يه چيزي تو مايه هاي سوراخ دعا .
نسخه :
مواد لازم براي تهيه ويدئو ارت وطني
- دوربين هندي کم سه جفت 100 تومن 1 عدد .
- موضوع کسل کننده و اصولا بي ربط به مقدار کافي
- تلويزيون تخت (ترجيحا پلانو) هر چه بيشتر بهتر ولي يکي هم کافيه (اگر ويدئو پروجکشن داشته باشيد که به قول هماد فبه المراد).
- شمعدان يا يه چيزي از اين قبيل بنا به سليقه (واسه اينکه بذارين کنار تلويزيون که بگين کار فقط يه فيلم نيست واز اينستاليشن آرته )
- ديگه هر چيز آشغالي هم که کرمتون بود خودتون اضافه کنيد
ولي واقعا پارسالي بهتر بود. اقلا يه پور شعفي داشت که از ناشناخته بودن ماجرا ناشي مي شد. ولي حالا آب بسته بودن به نمايشگاه هنر مفهومي 2 (دقيقا مثل وبلاگ من ).
واحد هنري خبر گذاري کتاب شن
تهران به روزي توي مهر ( به خدا تاريخ رو نمي دونم )
سروش
۲:۳۴ ب.ظ.
|